دیروز با مهتاب و مهدیه رفتیم بیرون

واو که بالاخره بعد یه مدت طولانی همدیگه رو دیدیم

اخرین بار چن ماه پیش بود 

من و مهدیه رفته بودیم کارنامه هامونو بگیریم که برگشتنی رفتیم خونه مهتاب اینا 

بعد اون هی برنامه میریختیم که بریم یه جا

ولی نمیشد که نمیشد

دیروز بالاخره طلسمش شکست

دیروز کلی خوش گذش بهمون

همه کار کردیم

یه چنتا فیلم گرفته بودیم و قرار بود امروز یه پست خفن بزارم

ولی نشد که بشه

از هرکدوم فیلما یه ایراد گرفتیم

 

 

سرسره بازی هم کردیم

سرسره هاشون خیلی کوتاه بود ولی حال داد

یه چنتا پسر  بچه پررو هم واستاده بودن اون پایین سرسره نمیزاشتن من بیام پایین

خلاصه کلی خوش گذروندیم

من که تا چن ماه شارژ شدم

 

 

+از اون همه فیلمی که گرفتیم

اخرش هیچکدوم اونیکه میخواستیم نشد

ولی کلیییی پشت صحنه طنز موند برامون

طوری که به هرکدومشون نگا میکنم توانایی اینو دارم که تا چن ساعت بخندم

+ تاريخ سه شنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۰ساعت 18:6 نويسنده فاطمه |